محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
724
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
خيراتش تنها به مالكش محدود است و آن چيزى كه به دنبالش محروميّت و رنج مىآورد . توضيح مطلب ، در حدّ اقل آن چيزى است كه گفتوگوى بين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بعضى از اصحابش بر آن دلالت دارد . اينك عين عبارت آن گفتوگو كه مسلم از ابو هريره نقل كرده است : مستمندانى از مهاجرين نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و گفتند : مردم قديمى مدينه به مقامات بالا و نعمتهاى ابدى رسيدند ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيد : آن مقامات چيست ؟ گفتند : آنها نيز مانند ما نماز مىخوانند و همچون ما روزه مىگيرند و صدقه مىدهند ، درحالىكه ما صدقه نمىدهيم و بردگان را آزاد مىكنند ، درحالىكه ما آزاد نمىكنيم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : آيا به شما چيزى را نياموزم كه شما بدان وسيله به كسانى كه از شما جلو افتادهاند ، برسيد و از بعدىها جلو بيفتيد ، و كسى از شما بهتر نباشد ، مگر اينكه همان كارى را بكند كه شما كردهايد ؟ گفتند : چرا يا رسول اللّه ! فرمود : « به دنبال هر نمازى سى و سه مرتبه سبحان اللّه ، اللّه اكبر و الحمد للّه مىگوييد . » ابو صالح مىگويد : مستمندان مهاجر نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برگشتند ، گفتند : برادران ثروتمند كارهاى ما را شنيده بودند و آنها نيز همان كارها را كردند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ » * « 1 » 2 - گوشهگيرى و معاشرت مشكل دوم ؛ مشكل تناقض بين گوشهگيرى و زندگى اجتماعى است ، و ما در اينجا نيز همان برترى را نسبت به خير ايجابى مشترك مىبينيم ، جز اينكه ارزش ايجابى موجود در اين جا از جهتى گرانبهاتر از تلاش و پرارزشتر از فداكارى است . ترديدى نيست كه در اين موضوع ، هيچ امر قاطع مؤكّدى وجود ندارد ، زيراكه هر كارى از
--> ( 1 ) - مائده ( 5 ) آيهء 54 : به دست آوردن اين امتيازات ( علاوه بر كوشش انسان ) مرهون فضل الهى است كه به هركس بخواهد و شايسته ببيند ، مىدهد . ر ك : صحيح مسلم : 1 / 416 ، حديث 595 و 2 / 697 ، حديث 1006 ؛ منتهى المطلب : 1 / 302 ؛ صحيح بخارى : 1 / 289 ، حديث 807 و 5 / 2331 ؛ تذكرة الفقهاء : 3 / 264 ؛ صحيح ابن حبّان : 3 / 119 ، حديث 838 ؛ بحار الانوار : 31 / 452 ؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم : 2 / 193 ، حديث 1320 ؛ نهاية الأحكام : 1 / 510 ؛ سنن كبراى بيهقى : 2 / 186 ، حديث 2846 ؛ مسند احمد : 5 / 167 ، حديث 21512 ؛ مسند ابى يعلى : 11 / 466 ، حديث 6587 .